همچون عقابی کوچک
روزی سرخپوستی تنها در جنگل گردش می کرد که تخم عقابی را در زمین دید .به خیال این که تخم مرغ معمولی است،آن را در لانه یک مرغ گذاشت. جوجه عقاب نیز همانند دیگر مرغ ها از تخم بیرون آمد ومانند آنها شروع به راه رفتن ودانه چیدن کرد.
یک روز زیبای بهاری ،عقاب کوچولو که اندکی بزرگتر شده بود ،متوجه پرنده ی زیبا وبا شکوهی شد که در پهنه آسمان پرواز می کرد. پرسید:«این چه پرنده ای است ؟مرغ با مهربانی پاسخ داد :این عقاب است ،زیباترین وقویترین پرنده دنیا!عقاب کوچک با خود اندیشید که چقدر خوب بود اگر او هم عقاب بود واینگونه توانمند وبا شکوه پرواز می کرد. اما چون باور داشت که یک جوجه مرغ معمولی است ، خیلی زود همه چیز را فراموش کرد وبه دانه چسدن مشغول شد وتمام عمر را هم چون مرغ خانگی سپری کرد.
از داستانهای فولکلوریک سرخپوستان آمریکا
نتیجه:چه بسیار از ما انسانها که مانند این عقاب کوچک هستیم!سرشار از نیروها واستعدادهای خارق العاده وکشف نشده که در صورت شکوفایی وعملی شدن آنها ،هم خود وهم جامعه از آن استفاده های فراوان خواهیم کرد.
برداشت از کتاب :به خودتان احترام بگذارید.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 15:47 توسط پارسا
|
سلام . سلامی به بلندای کهرو .آوای اذان وبلاگی است از روستای اذان از استان اصفهان ، که سعی دارد همراه با مطالب گوناگون، در معرفی روستای اذان نیز تلاش کند. دیاری که همچون صدف ،مروارید سبز امامزاده سیده صالحه خاتون را در آغوش گرفته ،واردیبهشتش مملو از عطر گل محمدی وآبانش ، ارغوانی رنگ با گلهای زعفران است.