و اما تپه های باستانی اذان

 

 

مدت زمانی بود که فرصت سر زدن به سایت هارا نداشتم، این فرصت تا حدودی امروز حاصل شد و مطلب جذاب زیر را از سایت پر انرژی صبح میمه برای دوستان منتقل کردم. واقعا باید از زحمات مسئولینی  همانند آقای شیبانی  که در جهت اعتلای فرهنگی ، دینی  و اجتماعی  منطقه تلاش می کنند تقدیر نمود . فعالیت های  خالصانه بخشدار محترم منطقه را در این جهت قدردانیم واز همه  افرادی هم که به نوعی در این  راستا تلاش  نمودند ،   نیز باید تقدیر کرد.

 

- تپه های باستانی روستای اذان با شماره ی 27476 به ثبت ميراث فرهنگي  رسیده است و از این پس مشمول مقررات حاکم بر میراث فرهنگی است و دخل و تصرف در آن بدون مجوز میراث فرهنگی توجیه قانونی ندارد . گرچه قسمتی از این تپه ها با سیر مراحل قانونی توسط بنیاد مسکن به افراد واگذار و دهیاری و بخشداری نیز مبادرت به صدور پروانه ی احداث نموده اند و حتی بعضی ها کار ساختمانی را نیز آغاز کرده اند ، اما برای همین افراد هم اینکه روستایشان مثل سیلک کاشان و یا هگمتانه همدان در زمره ی دارندگان تمدن کهن در آید باعث افتخار است . البته این احساس افتخار ، رافع مسئولیت دستگاه های مربوطه از واگذاری زمین معوض و تأمین خسارات مردم نیست و نباید باشد .

(روز نوشته های پنج شنبه سیم مهر ۸۸)

کتاب وداستانی دیگر

سلام

خدمت دوستان وسروران عزیزم که گله  مند از فعال  وجذاب نبودن  آوای اذان بودند ، عرض کنم که موضوعات متعددی در ذهن دارم که می تواند همانند ماه های  ابتدایی شروع به کار آوای اذان ، بتواند رضایت خاطر شما را جلب نماید ولی باید به اطلاع برسانم که  ، در چند ماه اخیر  با ورود به فعالیت های دیگر- که به دعای شما ثمر بخش گردد - ، متاسفانه کمتر فرصت  تنظیم وارائه  پست ها را دارم. علی ای حال ، در هفته با چند پست کوتاه باز هم در خدمت دوستان هستم تا ان شاء الله در آینده موضوعات جذاب تری را روزانه  ، تقدیمتان کنم.

کتابی در دست مطالعه دارم تحت عنوان «داستانهای عصر رضا شاه» کتاب  زیبایی از« محمود  حکیمی»، سعی دارم داستانهایی از آن را در روزهای آینده  ، بنویسم.

 در داستان شماره یک از فصل دوم این کتاب آمده است:

«رضا شاه  قبل از رسیدن به قدرت وپهن کردن بساط دیکتاتوری ،  برای فریب مردم عوام  وجلب حمایت آنها حاضر بود هر کاری بکند. از جمله اینکه در دسته های سینه زنی وعزاداری شرکت می کرد .حسن اعظام قدسی که خود ناظر سینه زنی وی بوده است می نویسد:

« سردار سپه روز دهم محرم  ، عاشورا ، به همراه دسته قزاق با یک هیات از صاحب منصبان  در جلو و افراد با بیرق ها وکتل با نظم وتشکیلات  مخصوص از قزاقخانه  حرکت می کرد . این دسته  از میدان توپخانه  وخیابان ناصریه به بازار می آمد .صاحب منصبان در جلو ودر جلو آنها سردار سپه با یقه  ی باز وروی سرش کاه {حرکت می کرد}.غالب آنها بر سرشان گل زده بودند وپای برهنه وارد بازار شدند.

پر واضح است که مشاهده ی این حال در مردم خوش باور خالی از تاثیر نبود وشخص وزیر جنگ از این پس بین عامه ی مردم یک شخص مذهبی ومخصوصا پای بند به عزاداری که ایرانیان به آن خیلی علاقه مند  می باشند.

....

البته عوام  فریبی  های رضا  خان بی نتیجه نماند وچندی نگذشت که عده ی زیادی طرفدار او شدند وبه حمایتش شعار می دادند وفریاد می کشیدند.

محمد  تقی بهار درباره سادگی عوام می گوید:

از عوام است هر آن بد که رود  بر اسلام        داد از دست عوام

کار اسلام زغوغای عوام است تمام                داد از دست عوام

دل من خون شد در آرزوی فهم درست            ای جگر نوبت توست

جان به لب آمد ونشنید کسی جان کلام           داد از دست عوام

به هوای نفسی  جمله نمایند قعود                  آه از ین قوم عنود

به طنین مگسی جمله نمایند قیام                    داد از دست عوام

......»

او عابد بی نظیر زمانه خویش بود

1

در مورد عبادت وحال دعای امام روایات واسناد بسیاری در دست است، در عبادت او را هم ردیف پیامبر (ص) ، امام علی (ع) ،  وامام سجاد نام برده اند  وزاهد وعابد بی نظیر زمانه خویش بود .

 وقتی به نماز می ایستاد فارغ از همه چیز بود نقطه ی توجهش فقط   خداوند بود،آنچنان که گویی روح او در زمین نیست. خضوع وخشوع در برابر پروردگار ، احساس خواری وبندگی مطلق در مقابل ذات احدیت ، به هنگام عبادت محو وغرق در عظمت خداوندی بود. اخلاص امام در عبادت وحالات او در نماز مبیّن این مساله بود که جز خدا کسی شایستگی عبادت وپرستش را ندارد واو بنده ای است ناچیز.

مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی گوید:

او را از سه حال بیرون ندیدم.یا روزه دار بود ، یا قائم به نماز ویا ذکر می گفت .

 پس با توجه به این سخن مالک بن انس ،  اگر بگوییم :امام تمامی لحظات عمر خویش را به عبادت می گذراند سخن گزاف نگفته ایم.

او نماز وذکر را دوست می داشت وهمانند رسول خدا آن را مایه ی روشنی چشم می دانست . نوشته اند که در نماز ذکر «ایاک نعبد وایاک نستعین » را آنقدر تکرار می کرد که گاهی بی هوش می شد وبه زمین می افتاد. ودر رمز این حالت از او پرسش کردند . فرمودند:

این عبارت را آنقدر تکرار کردم که از گوینده اصلی، آن را استماع نمودم.

2

از کتاب مجموعه مقالات همایش امام جعفر صادق (ع)

كلبه كوچك

 

تنها بازمانده يك كشتي شكسته ، توسط جريان آب به جزيره اي دور افتاده برده شد ، او با بيقراري به درگاه خداوند دعا مي كرد تا اورا نجات بخشد ، او ساعت ها به اقيانوس چشم مي دوخت ، تا شايد نشاني از كمك بيايد اما هيچ چيز به چشم نمي آمد . سرآخر نا اميد شد و تصميم گرفت كلبه اي كوچك بسازد تا از خود و وسايل اندكش بهتر محافظت نمايد. روزي پس از آنكه از جستجوي غذا بازگشت ، خانه را در آتش يافت ، دود به آسمان رفته بود ، بدترين چيز ممكن رخ داده بود.

 او عصباني و اندوهگين فرياد زد: " خدايا چگونه توانستي با من چنين كني ؟ " صبح روز بعد او با صداي يك كشتي كه به جزيره نزديك مي شد از خواب برخاست ، آن كشتي  مي آمد تا او را نجات دهد . مرد از نجات دهندگان پرسيد : " چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم ؟ " آنها در جواب گفتند : " ما علامت دودي را كه فرستادي ، ديديم . "

از کتاب چهل حدیث

 

آیت الله خمینی (ره )در کتاب گرانسنگ چهل حدیث، دستورالعملی عرفانی از استاد عرفان خویش، حضرت آیت الله شاه آبادی، نقل می فرماید که مجرب و راهگشاست:

جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما می‌فرمودند: كه مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر یا ایهاالذین آمنوا اتقوالله ولتنظر نفس ‍ماقدمت لغد تا آخر سوره مباركه با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها، و خصوصا در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خیلی مؤ ثر در اصلاح نفس است و نیز برای جلوگیری از شر نفس و شیطان، دوام بر وضو را سفارش می‌فرمودند

و می‌گفتند: وضو به منزله لباس جندی(لباسی که مجاهد به هنگام جهاد در میدان رزم می پوشد) است و در هر حال از قادر ذوالجلال و خداوند متعال جل و جلاله با تضرع و زاری و التماس بخواه كه تو را توفیق دهد در این مرحله و تو را یاری فرماید در حصول ملكه تقوی و بدان كه اوایل امر، قدری مطلب، سخت و مشكل می‌نماید، ولی پس از چندی مواظبت، زحمت به راحت مبدل می‌شود و مشقت به استراحت.

بلكه به یك لذت روحانی خالصی بدل می‌شود كه اهلش آن لذت را با جمیع لذات مقابل نكنند و ممكن است ان شاءالله پس از مواظبت شدید و تقوای كامل از این مقام به مقام تقوای خواص ترقی كنی كه آن تقوای از مستلذات نفسانیه است. زیرا كه لذت روحانی را كه چشیدی، از لذات جسمانیه كم كم منصرف شوی و از آن ها پرهیز كنی.

میشه ایستاده هم کار کرد

ساختمان بخشداری را در اختیار یک گروه قرار داد تا کلاس قرآن وآموزش احکام برگزار کنند

خودش هم هر جایی که بود ، در هر حالتی کار مردم را انجام می داد.

می گفت: می شه کار ارباب رجوع را ایستاده هم انجام داد، نیازی به میز و..نیست.

شهید ناصر فولادی

تبدیل ارزش به رفتار

سلام. خیلی از کپی کردن خوشم نمیاد ولی این پست توی یکی از وبلاگ ها به نام (برمدار هیچ)  جالب توجه بود وبرای دوستان خودم وبا اجازه مدیر وبلاگ کپی کردم. جالبه .نه؟

وقتی با این تصاویر مواجه شدم خیلی برام جالب بود
این تی شرت ها یه نوعی مبارزه ی فرهنگی توسط مسلمانان غربیه!
درواقع نوعی برنامه ریزی درست و اساسی فرهنگیه که متناسب با ارزش های جامعه ی مسلمین دست به تولید کالاهایی می زنند که فرهنگ و ارزش های اسلامی رو در افراد نهادینه کنند
و این مؤلفه ی تبدیل ارزش به رفتار یکی از ملاک های اساسی برنامه ریزی فرهنگیه
کاش مسئولین کشور به این مسائل هم توجهی کنند و از طریق برنامه ریزی های فرهنگی ارزش های اصولی جامعه رو در افراد نهادینه کنند،به نظر من این بهترین روش ممکنه

خندان باش،این سنت پیامبر اسلام(ص) است.

حجاب،حق من،انتخاب من،زندگی من.

دعا،سلاح مؤمن.

قرآن بخوانید و ایمان خود را شارژ کنید.

پرستش خالق،نه مخلوق.

نماز
همیشه در ارتباط باش.

تروریسم ربطی به مذهب ندارد.

حرکت برروی برگها

یه مطلب بسیار زیبا به همراه معرفی کتاب  که یکی از دوستان همیشگی (۱۳۶۷)در بخش نظرات پست قبل ارسال نمودند.

سلام،حالا که داری از کتابا خاطرات جنگ و تو وبلاگت میاری میخوام یه کتاب بهت معرفی کنم.کتاب خوبیه،خاطرات کوتاهی هم داره.اسمش هست:(ندای ارجعی).
بازنویسی از حسینعلی محمدی،
یکی از این خاطرات و من اینجا میارم اگه خوشت اومد بزار تو وبلاگ من سعی کردم کوتاه ترین خاطره رو انتخاب کنم.
داستان باران(مسعود رهبر):صفحه ی82.
عملیات کربلای10-کردستان
در این فصل و در این منطقه عملیاتی تمام برگ ها برروی زمین ریخته بود.حرکت از روی این برگ ها سر و صدای عجیبی را ایجاد می کرد اما گروهان باید از این محور و ناچارا از روی برگ ها عبور می کرد به نحوی که هیچ گونه صدایی ایجاد نشود تا مبادا دشمن از وجود ما مطلع شود و منطقه را زیر آتش خود بگیرد.برای بسیجیان این ممکن نبود مگر با خواست و لطف خداوند،نم نم باران و خیس شدن برگ ها باعث شد حرکت بدون سر و صدا صورت گیرد و تا ساعتی که بچه ها از تپه ها بالا می رفتند این لطف الهی همراه آنان بود.برادران تکبیر گویان پس از حمله به دشمن ارتفاعات دارزرین را فتح کردند.

هفته دفاع مقدس گرامی باد

 

1

...آهنگران پشت میکروفن ایستاد وآرام شروع کرد:«السلام علیک یا ابا عبدالله» وناگهان زد زیر گریه .ناله حسین(علم الهدی) وعباس بلند شد .آهنگران چشمانش را بست وشروع به خواندن کرد. حال وهوای تلخ او ، صدایش را دلنشین تر کرده بود .حسین بارها او را تشویق به نوحه خوانی کرد ه  وامیدوار بود که استعداد نهفته او را شکوفا کند.صدای اوبرای مردم اهواز آشنا بود.آهنگران از عزاداران خواست که سینه بزنند .مجلس شور وحال عجیبی پیدا کرده بود.

پاسی از شب گذشته ، مسجد را ترک کردند وبه استراحت گاه سپاه دزفولرفتند. صبح که آماده رفتن به اهواز می شدند ، یک روحانی وارد اتاقی شد که آنها به اتفاق چند پاسدار در آن صبحانه می خوردند .روحانی قبل از دیگران سلام داد وخیلی آرام گفت : « بین شما کسی هست که بخواهد به اهواز برود؟ من اتومبیل ندارم.»

حسین متعجب به او خیره شد .زبانش بند آمده بود « درست می بینم ؟ آقای خامنه ای!

.......

2

صفحه 302 کتاب سفر سرخ (براساس زندگی شهید حسین علم الهدی) نوشته نصرت الله محمود زاده

مهر مهربان

لطفا اینجا کلیک کنید